سراب ...
سراب رد پاي تو
كجاي جاده پيدا شد
كجا دستاتو گم كردم
كه پايان من اينجا شد
كجاي قصه خوابيدي
كه من ، تو گريه بيدارم
كه هر شب هرم دستاتو
به آغوشم بدهكارم
تو با دلتنگياي من
تو با اين جاده همدستي
تظاهر كن ازم دوري
تظاهر مي كنم هستي
تو آهنگ سكوت تو
به دنبال يه تسكينم
صدايي تو جهانم نيست
فقط تصوير مي بينم
يه حسي از تو در من هست
كه مي دونم تورو دارم
واسه برگشتنت هرشب
درا رو باز ميذارم ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۹:۳۳ ب.ظ توسط هستي
|
سلام خوش اومدین