عذابم می ده ....
حالا که امید بودن تو در کنارم داره میمیره
منم و گریه ی ممتد نصفه شب و دوباره دلم میگیره
حالا که نیستی و بغض گلومو گرفته چه جوری بشکنمش؟
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اون قده دلگیره
که داره از قصه میمیره
عذابم میده این جای خالیت
زجرم میده این خاطراتو
فکرم بی تو داغون و خستست
کاش بره از یادم اون صداتو
منم و این جای خالیت که بی تو هیچوقت پر نمیشه
منم و این عکس کهنه که از گریم دلخور نمیشه
منم و این حال و روزی که بی تو تعریفی نداره
منم و این جسم تو خالی که بی تو هی کم میاره
تا خوابتو میبینم میگم شاید وقتش رسیده
بیخوابی میشینه توی چشمام مهلت نمیده
دوباره نیستی و بغض گلومو میگیره
باز کم میارم .....
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱:۸ ق.ظ توسط هستي
|
سلام خوش اومدین