پاییز ...
از چهره ی طبیعت افسون کار
بر بسته ام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
این جلوه های حسرت و ماتم را
پاییز ، ای مسافر خاک آلوده
در دامنت چه چیز نهان داری
جز برگ های مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری
جز غم چه می دهد به دل شاعر
سنگینی غروب تیره و خاموشت؟
جز سردی و ملال چه می بخشد
برجان دردمند من آغوشت ؟
در دامن سکوت غم افزایت
اندوه خفته می دهد آزارم
آن آرزوی گمشده می رقصد
در پرده های مبهم پندارم
پاییز ، ای سرود خیال انگیز
پاییز ، ای ترانه ی محنت بار
پاییز ، ای تبسم افسرده
برچهره ی طبیعت افسون کار ....
پ ن : هفتم مهر روز تولد یک انسان سبز است ..
تولدش مبارک![]()
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۳۷ ب.ظ توسط هستي
|
سلام خوش اومدین