از چهره ی طبیعت افسون کار

بر بسته ام دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب آلودم

این جلوه های حسرت و ماتم را

پاییز ، ای مسافر خاک آلوده

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگ های مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری

جز غم چه می دهد به دل شاعر

سنگینی غروب تیره و خاموشت؟

جز سردی و ملال چه می بخشد

برجان دردمند من آغوشت ؟

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفته می دهد آزارم

آن آرزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پندارم

پاییز ، ای سرود خیال انگیز

پاییز ، ای ترانه ی محنت بار

پاییز ، ای تبسم افسرده

برچهره ی طبیعت افسون کار ....

پ ن : هفتم مهر روز تولد یک انسان سبز است ..

تولدش مبارک