همیشه کم میارمت ...
همین که می نویسمُ و به واژه می کشم تو رو
دوباره بارِغم می شینه روی شونه های من
همین که میشکفی مثِ یه گل میونِ دفترم
دوباره گرمی لبات، دوباره گونه های من
همین که میری از دلم، قرار آخرم میشی
دوباره زخم می خورم، دوباره باورم میشی
همیشه کم میارمت، همیشه کم میارمت
نمیشه که نبارمت...
گریه فقط کار منه، تو اشکاتو حروم نکن
به واژه ای نمیرسی، اینجوری پرس و جو نکن
فاصله ها مال منن، تو فاصله نگیر ازم
بمون که باورت بشه، گریه نمیشه سیر ازم
همیشه کم میارمت، همیشه کم میارمت
نمیشه که نبارمت
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱ ب.ظ توسط هستي
|
سلام خوش اومدین